سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
719
تاريخ ايران ( فارسى )
و افراد لشگريان تحت فرماندهى خود را بسنجم و از طرفى هم نبايد كارهاى مفيد قواى مقيم بوشهر را از خاطر برد . ولى بطوريكه در مقالههاى روزنامهء تايمز « 1 » توضيح داده شده از جنبهء مخصوصى ستون تحت فرمان من راه هندوستان را محافظت ميكرد . عمل اين لشكر به كارهاى دستههاى كوچكى كه توسط آلمانها اداره ميشد و سعى در محو كردن تمدن مختصرى كه هنوز در ايران جنوبى باقى مانده بود ميكرد خاتمه داد . بعلاوه كمك به عدم موفقيت نمايندگان آلمان در دربار امير نمود . اگر عكس موضوع را در نظر بگيريم ديده مىشود كه در صورت شكست ما ، چنان كه در همان اوان به شكست نيز خيلى نزديك بوديم نتائج وخيمى در هندوستان و ايران بروز ميكرد . در پنجاب بقسمى كه فعلا بر ما معلوم شده روحيهء انقلابى در غليان بود و در ژوئن سال 1918 تكرار واقعهاى نظير حادثهء كوت العماره ممكن بود توليد طغيان تعصب نمايد يعنى همان عاملى كه آنقدر در بهار سال 1916 باعث بيم ما بود . بعلاوه در ايران ممكن بود حكومت كه بما در نهان نظر خصمانهاى داشت اعلان جنگ بما بدهد . در صورتى كه پس از اطمينان از پيروزى ما شاه در انداختن كابينهء مخالف تشجيع شده و كابينهء موافقى به روى كار آورد . در آخر كار وقتى دولت بريتانيا با ايران قرارداد بست فارس و كرمان امن ، جادهها باز و ايلات نسبت به حكومت تهران مطيع بودند ، در صورتى كه لااقل ده سال ميگذشت كه به دستورهاى دولت ايران اعتنائى نميشد . ما لااقل ميتوانيم اينرا حقا ادعا كنيم كه وظائف و كارهامان را به خوبى انجام داديم و نيز ميتوانيم بگوئيم كه به رعيت و دهقان كمك كرديم كه كاشانهاش را در سرزمين بومى خود نگاهدارد . يكى از شيرينترين خاطرات من از ايران ياد كشاورزانى است كه در دهكدهاى كه زياده از يك نسل بر اثر فشار و حملات و تعديات ايلات باير افتاده بود زمين را شخم ميزدند در اينميان از يك پير محاسنسفيد صافدلى شنيدم كه گفت « اين از بركت شماست » خدا كند ايران تخمى را كه ما كاشتهايم از آن نتيجه گرفته و حاصل بردارد .
--> ( 1 ) - شمارههاى 26 و 27 فوريه سال 1917 ( مؤلف )